این وبلاگ به x-helli2.mihanblog.com
انتقال یافت. «لینک زیر را کلیک کنید»
دلیل گذاشتن کد باریدن باران بارش باران در تهران است یک نگاه به بیرون بندازید می فهمید
امید وارم خوشتون بیاد!
اینم از آخرین نسخه افیس که مایکروسافت ارائه کرده و دیگه کسی نمی تونه بگه این برنامه بتا یا ازمایشی و غیره است و لینک دانلود برنامه مستقیم از خود سایت مایکروسافته براي دانلود به ادامه مطلب مراجعه نماييد .

ادامه مطلب
GetRight Professional برنامه ای مشهور برای مدیریت و شتاب دهنده دانلود در بین کاربران اینترنت می باشد. نسخه حرفه ای این نرم افزار که برای شما معرفی می کنیم دارای توانایی فرستادن فایل بر روی اینترنت ( Upload ) نیز می باشد.
از ویژگی های نرم افزار می توان به موارد زیر اشاره کرد :
- امکان آپلود فایل های شما با چند کلیک ساده بر روی سایتتان
- تنظیم ویژگی های دلخواه
- مدیریت برنامه و کنترل دانلود ها
- دانلود با سرعت بالا
و ...
اينم براي اونايي كه اينگليسيشون خوبه: دانلود در ادامهي مطلب.
GetRight is a Download Manager program to help you download files from the Internet. GetRight works with your web browser to help you download files from the Internet. GetRight improves your file downloading with resuming of broken downloads, easy error recovery, download acceleration, and many other features to give you faster, easier, and more flexible downloads. GetRight can Accelerate (Segment) a download and get different pieces of it from different servers at the same time, which can increase your download speed dramatically.
You can use GetRight to schedule your downloads for later; it can dial your modem at the set time, download the files you want, then hang up or even shut down your computer when done. GetRight has several features to get you faster downloads; it can use Mirror searching to find other places where a file may be downloaded--then switch between all the download sites transparently to ensure that you use the best one. And many more features-to many to list here! GetRight contains absolutely no extra advertising add-ons or advertising systems!GetRight will not (and never has) send us any personal information about you or your computer without your knowledge .
ادامه مطلب
گفتم حالا كه داره بهار ميياد و ... يه قالب دراين باره بذارم. شايد خوشتون بياد، شايدم نياد ولي در كل خواستم بدونيد كه به چه مناسبتي اينو گذاشتم...!!!
راجع به ارتش ايران در عصر ساسانيان اطلاعات بيشتري به ما رسيده و گذشته ازنوشتههاي مورخان معروف رومي، مانند پروكپ، آميين مارسلن و ژوستن و غيره مورخين ارمني و يهودي و بالاخره تاريخ نويسان دورهي اسلامي هم در اين موضوع مطالب سودمندي براي ما به يادگار گذاشتهاند. از همه بالاتر در شاهنامه فردوسي راجع به جنگها و فتوحات و قلعهگيريهاي دوران ساساني اطلاعات به نسبت مفصلي وجود دارد و با بررسي دقيق آنها معلوم مي شود كه مدركهاي خوبي در اختيار فردوسي بوده است، زيرا اغلب رويدادها و حتي ميدانهاي نبرد و عهدنامههايي كه في مابين بسته شده و همچنين اسامي قلعهها و شرح محاصره و فتح آنها و اسامي سرداران و امپراطوران رومي با تفاوت مختصري از حيث املاء و تلفظ آنها در شاهنامه پيدا مي شود و شايد اين اسامي به همين صورت به فردوسي رسيده يا اين كه در نسخههاي متعددي كه بعدها از روي نسخهي اصلي شاهنامه نوشته اند اين انحرافهاي جزوي حاصل شده باشد.
نياز به تحول
چون روميها طي تجربههاي جنگ با اشكانيان پي برده بودند كه ايرانيان در امر محاصره و قلعهگيري مهارتي ندارند و در ضمن از تاخت و تاز و حركتهاي سريع و غافل گيريها و حملههاي برق آساي سواران ايران بستوه آمده بودند، از اين رو به رزمهاي قلعهايي متوسل شدند و از دير زماني در داخل بين النهرين و به خصوص قسمت شمالي و شرقي آن نزديك به ساحل دجله به ايجاد دژها و استحكامهاي تدافعي پرداختند. قلعههاي معروف آنها در بين النهرين از شمال به جنوب عبارت بود از: امد، دارا، نصيبين، بزآبد، سنگارا و هاترا. به علاوه براي حفاظت خود از زحمت سواره ايران اغلب رشته قلعههاي را نزديك هم ميساختند كه با نقبها يا راههاي زيرزميني به هم مربوط ميشدند و يك نوع خط دفاعي محكمي براي جلوگيري از تجاوز سوارهاي ايران به حدود فرات و انطاكيه تشكيل ميدادند. دراثر همين عمليات روميها بود كه در سازمان و تركيبات و اسلحه و وسايل و شيوه هاي رزمي ارتش ساساني به ضرورت تحولاتي پيدا شد كه شايان ذكر است.
اسپورگان
نظر به وسعت مملكت و لزوم داشتن نيروي واكنش سريع براي مقابله با ارتشهاي رومي در طرف مغرب و جلوگيري از تهاجم طايفههاي وحشي آسياي مركزي در سمت مشرق در زمان ساسانيان، هم مانند دوره اشكانيان، رستهس اصلي ارتش ايران قسمت سواره بود، ولي از لحاظ آموزشها و سازمان و تجهيزات، با سوارهاي پارث تفاوت كلي داشته است.
پادشاهان ساساني به تعليم و تربيت سواران توجه خاصي داشتند و متخصصاني به نام «اندرزبد اسپوراگان» مأمور پادگانهاي مختلف ميكردند كه فنون سواري و طرز به كلر گيري اسلحه و شيوههاي رزمي اين رسته را به افسران و افراد بياموزند. در تربيت و نگاهداري و طرز پرورش اسبها هم مراقبت بودند و به بهبود نژاد و تخم آنها توجه مخصوصي مي شده است. براي معالجهي اسبها بيطاران مجربي بنام «ستور پزشك» وجود داشتند كه به همه پادگانها سركشي مي نمودند و اسبهاي بيمار را درمان ميكردند.
در موقع جنگ بر ميزان عليق اسبها ميافزودند تا در اثرسختيهاي جنگ بهزودي از پا در نيايند. سواره دورهي ساساني بيشتر سنگين اسلحه و استعداد تعرضي آن بهحدي بوده كه اغلب لژيونهاي رومي را به سرعت و به حال سواره مورد حمله قرار ميدادند. سوار سنگين اسلحه سراپا غرق آهن و پولاد ميشد و اسلحهي هجومي او عبارت از يك نيزه بلند و محكم و گاهي تيروكمان و اغلب شمشير و تبرزين بود. اسلحهي دفاعي او عبارت از يك سپر كوچك، زره و كلاه خود كه صورت و پشت گردن را حفظ ميكرد، به علاوه زانوبند و بازوبند آهنين هم داشته است. اين سوارها روي اسب خودشان برگستواني چرمي ميكشيدند.

آميين مارسلن سوارنظام ايران را در نبرد «مرنگا» كه بين ژولين امپراتور روم و شاپور بزرگ ساساني رخ داده اين طور ميستايد:
|
« ستون معظمي كه بهسركردگي مهران فرمانده كل سواران ايران به طرف ما ميآمد يكپارچه از آهن و پولاد بود، قطعات آهن كه سراپاي آنها را ميپوشانيد طوري به هم جفت شده بود كه نفرات براحتي مي توانستند اعضا بدن را به حركت درآورند. كلاه خود آنها تمام سر و صورت و حتي پشت گردن را حفظ ميكرد، فقط در مقابل چشمها و دهان شكافهاي كوچكي وجود داشت كه براي ديدن و نفس كشيدن بود. به جز اين شكافها از جاي ديگري سلاح دشمن به اين رويينتنان كارگر نميشد. |
![]() |
سواران نيزهدار طوري در خانهي زين محكم جا گرفته بودند، مثل اينكه آنها را با زنجير به پشت اسب بسته باشند. پشت سر آنها صفوف تيراندازان كمانها را به دست گرفته بودند. همين كه تيرهاي ايشان ازچلهي كمان رها ميشد مرگ را تا مسافت دوري با خود ميكشانيد.
در عقب سر پيادهها فيلهاي جنگي ديده مي شد كه رؤيت هيمنهي آنها با خرطومهاي دراز و دندانهاي بلندشان حقيقه وحشت آور بود».
از سواره سبك اسلحهي دوره پيشين (اشكاني) در اين زمان كمتر اسم برده ميشود و از روي روايتهاي تاريخي اين طور معلوم است كه انجام كار اين قسمت سوار در ارتش ساساني اغالب" به عهدهي سوارهاي چالاك و سبكبار عرب بوده است (اكتشافات، عمليات تأخيري و ايذايي و غافلگيري). قسمت ممتاز سواره در اين دوره همان واحدهاي گارد سلطنتي است كه بنام «جاويدان» و «جان اسپار» معروف بوده است.
از بين سواران چريكي كه سلاطين دست نشاندهي ايران براي خدمت دولت سوق ميدادند ديلميها، چولهاي گرگان، گيلكها و به خصوصارامنه در رشادت و سواركاري شهرت بسزايي داشتهاند.
پايگان
نخبهي پياده ايران در اين دوره عبارت از تيراندازاني است كه در فن خود سرآمد آن عصر بشمار ميآمدند و همواره مايهي هراس و وحشت روميان بودند.بنا به روايتهاي بيشتر مورخان رومي سرعت و مهارت تيراندازان ايران بهحدي بوده كه با هر تيري يك سرباز رومي را از پا در ميآوردند و كمتر اتفاق مي افتاد تيرشان به خطا برود. تيراندازان ايراني در اين دوره سپرهاي بزرگ و مشبكي داشتند و اين سپرها را مانند ديواري در جلو خود قرار داده با كمال مهارت از ميان شبكه آنها تيراندازي ميكردند.
در غالب نبردها ديده مي شود كه سربازان رشيد رومي جرأت مقابله با سربازان ايراني را داشتهاند كه مطمئن مي شدند كه ديگر تيري در تركش آنها باقي نمانده است.
عمل تيراندازان در موقع عقب نشيني بيشتر خطرناك مي شد و بين روميان ضرب المثل شده بود كه: «از ايرانيان به خصوص در موقع عقب نشيني آنها بايد حذر كرد».
ديگر واحدهاي پياده، به شمشير و نيزه و بعضي به زوبين مسلح بودند و اينها را پشت سر تيراندازان قرار مي دادند.
فيل سواران
رستهي تازهايي كه در زمان ساسانيان به وجود آمد، رستهي فيل سواران است كه در واقع جانشين گردونههاي دورهي هخامنشيان واز اسلاف ارابههاي جنگي امروزه محسوب ميشوند، به خصوص كه مشاهدهي هيمنهي فيلها باعث هراس و واهمهي روميان ميشد. آميين مارسلن دربند اول كتاب 19 خود آشكارا به اين موضوع اشاره ميكند: «ديدن فيلهاي جنگي ايرانيان قلبها را از كار ميانداخت و صداي اين حيوان مهيب و بوي او نيزموجب وحشت و رم كردن اسبهاي ما ميشد». تعداد فيلهايي كه ارتش ساساني در نبرد با روميان به كار ميبرد، بنا به گفته مورخاني كه خود در اين نبردها شركت داشتهاند، از دويست تا به هفتصد زنجير ميرسيده است. از قرار معلوم تا اواخر دورهي ساسانيان نيز از وجود فيلها استفاده ميشده زيرا در نبرد قادسيه وجود فيلها در اردوي ايران ابتدا باعث هراس و هزيمت اعراب شده است...
ادامه مطلب
ولی حجمش خیلی بالاست!!!!!

فایلها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
(تاريخ بر پایه سالنمای میلادی)
۲۴۳- پیرامون ۲۲۴: اردشیر ۱ (اردشیر بابکان)
۲۷۲- پ. ۳/۲۴۲: شاپور ۱
۲۷۳-۲۷۲: هرمز ۱
۲۷۶-۲۷۳: بهرام ۱
۲۹۳-۲۷۶: بهرام ۲
۲۹۳: بهرام ۳
۳۰۲-۲۹۳: نرسی
۳۰۹-۳۰۲: هرمز ۲
۳۷۹-۳۰۹: شاپور ۲
۳۸۳-۳۷۹: اردشیر ۲
۳۸۸-۳۸۳: شاپور ۳
۳۹۹-۳۸۸: بهرام ۴
۴۲۱-۳۹۹: یزدگرد ۱
۴۳۹-۴۲۱: بهرام ۵ (بهرام گور)
۴۵۷-۴۳۹: یزدگرد ۲
۴۸۴-۴۵۸: پیروز
۴۸۸-۴۸۴: بلاش
۴۹۷-۴۸۸: قباد ۱
۴۹۹-۴۹۷: زاماسب
۵۳۱-۴۹۹: قباد ۱ (پادشاهی دوباره)
۵۷۹-۵۳۱: خسرو ۱ (خسرو انوشیروان)
۵۹۰-۵۷۹: هرمز ۴
۵۹۱-۵۹۰: بهرام ۶
۶۲۸-۵۹۱: خسرو ۲ (خسرو پرویز)
۶۲۸: قباد ۲
۶۳۰-۶۲۸: اردشیر ۳
۶۳۰: شهربراز
۶۳۱-۶۳۰: پوران
۶۳۲-۶۳۱: آزرمیدخت
۶۵۱-۶۳۲: یزدگرد ۳
عیدتون مبارک:
این برنامه مخصوص به سال ۸۶ نیست و در تمام سالها مورد استفاده قرار می گیرد.

یک تقویم شمسی کم حجم و کارا برای ویندوز شما ...
نرم افزار رایگان است و شما می توانید به راحتی از آن استفاده کنید .
یک سری از قابلیت های این تقویم را براتون می نویسم :
ـ امکان نمایش تاریخ در SystemTray
ـ نمایش تاریخ روز به صورت Toolbar
ـ امکان نمایش روز هفته
ـ نمایش تاریخ میلادی
ـ اضافه کردن بخش تنظیمها برای کنترل برنامه توسط کاربر
ـ امکان انتخاب قالب مورد علاقه در Toolbar
ـ محاسبه دقیق تاریخ شمسی با استفاده از ShamsiDLL
ـ مبدل تاریخ شمسی به میلادی و برعکس
ـ عملکرد دقیق روی سالهای کبیسه
ـ نیاز به حافظهی بسیار کم
ـ قابلیت اجرای خودکار با بالا آمدن ویندوز
ـ کاملا فارسی
دانلود در ادامه مطلب
ادامه مطلب
از ايران در زمان ساسانيان
پس از مرگ شيرويه (كواذ دوم) پسر او را كه طفلی خردسال بود بنام اردشير سوم بر تخت نشاندند و خوانسالار يا رئيس كل ماه آذر گشنسپ بقيمومت او برقرار شد و در واقع مقام نيابت سلطنت يافت. فرخان شهروراز سردار معروف خسروپرويز نميخواست كه زير بار اطاعت يكی از همگنان خود برود با قيصر هرقل يار شد و سپاه خود را بجانب تيسفون راند. در اين شهر دو تن از بزرگان يكی نيوخسرو رئيس نگاهبانان سلطنتی ديگر نامدار گشنسپ سپاهبذ نيمروز با او يار شدند پس شهروراز سپاه خود را وارد تيسفون كرد، پادشاه خردسال را كه بيش از يكسال و نيم سلطنت نرانده بود هلاك كرد و هر چند از تخمهء شاهی نبود، به تقليد وهرام چوبين و ويستهم به پادشاهی نشست.
از ايران باستان
بيست و پنجمين پادشاه ساسانی اردشير (اَرْتَخْشْثْرَ) سوم است...
ادامه مطلب
|
زمان میلادی |
زمان هجری |
سلسله |
پادشاه |
رویدادها |
پایتخت |
|
حدود ٧٢٠ تا ٥٥٠ پیش از میلاد |
|
مادها |
دیا اکو |
دیااکو هفت قبیله آریایی را در شهر هگمتانه متحد میکند. |
هگمتانه |
|
فره ورتیش |
| ||||
|
هوخشتره |
| ||||
|
آژی دهاگ |
| ||||
|
٦٧٥ تا ٣٣٠ قبل از میلاد |
|
هخامنشیان |
کورش |
از بین بردن مادها - فتح بابل و دادن اجازه برای ساخت معبد به یهودیان - فتح لیدی – استقرار حکومت بزرگ پارسی – انتشار منشور حقوق بشر |
شوش، هگمتانه، سارد، تخت جمشید |
|
کمبوجیه |
کمبوجیه پسر کورش به سلطنت می رسد، فتح مصر | ||||
|
گئومات |
در نبود کمبوجیه، گئومات مغ خود را به جای بردیا برادر کمبوجیه معرفی می کند و به حکومت می رسد و کمبوجیه نیز دور از وطن می میرد. گئومات مردم را مجبور به پذیرفتن دین خودش می کند. | ||||
|
داریوش |
فتنه گئومات توسط داریوش و متحدان خاموش می شود، شورش های مختلف در کشور فرو نشانده می شوند، ایرانیان در ماراتن از یونانیان شکست می خورند، داریوش دستور شروع به ساخت تخت جمشید را می دهد، ایران در زمان داریوش قدرتمند می شود و سیستم هایی مثل مثل تقسیم کشور به چند استان متفاوت و پست (چاپار) برای اولین بار به کار می افتند. | ||||
|
خشایارشاه |
ایران به یونان حمله می کند و یونانیان برای به دست آوردن فرصت بیشتر برای ساخت یک نیروی دریایی بزرگ، سپاهی را به تنگه ترموفیل می فرستند تا سپاه بزرگ خشایارشاه را معطل کند. سپاه خشایار شاه پس از صرف وقت برای شکست دادن آن سپاه در کنار جزیره سالامیس به جنگ یونانیان می رود اما در جنگ دریایی سالامیس شکست سختی از یونانیان میخورد. | ||||
|
اردشیر درازدست، خشایارشاه دوم، سغدیان، داریوش دوم، اردشیر دوم، اردشیر سوم، ارشک |
هخامنشیان به تدریج ضعیف می شوند | ||||
|
داریوش سوم |
علی رغم مقاومت هایی مانند مقاومت آریوبرزن در نقاط مختلف کشور، سرانجام اسکندر مقدونی به کمک یونانی ها و مقدونی ها ایران را فتح می کند و تخت جمشید را آتش می زند، پایان کار هخامنشیان | ||||
|
٣٣٤ تا ١٢٦ قبل از میلاد |
|
سلوکیان |
سلوکوس اول، دوم و...، آنتیوخوس اول، دوم و... و... |
سلوکیان، یونانیان جانشین اسکندر بودند که مردم ایران را وادار به قبول فرهنگ یونانی و استفاده از زبان یونانی می کردند. |
سلوکیه |
|
٢٤٨ قبل از میلاد تا ٢٢٦ میلادی |
|
اشکانیان |
اشک اول |
پارت ها به رهبری اشک اول حکومت کوچکی را در مقابل سلوکیان یونانی تشکیل می دهند . |
نیسا، صد دروازه |
|
اشک دوم، سوم و... |
بالاخره به همت اشکهای بعدی سلوکیان به طور کامل از ایران پاک می شوند - در این دوران جنگ هایی میان ایران و روم صورت می گیرد که اکثرا به سود ایران به پایان می رسند. در یکی از معروف ترین این جنگ ها کراسوس سردار رومی که برای فتح کل ایران به راه افتاده بود، شکست سختی از سورنا سردار ایرانی می خورد. مرزهای ایران در زمان اشک نهم به بیشترین حدود خود در طول تاریخ اشکانی رسیدند. سواران پارتی در تیراندازی مشهور بودند و می توانستند بر روی اسب، به هر جهتی تیراندازی کنند. | ||||
|
|
|
|
اردشیر بابکان |
اردشیر از نوادگان ساسان بر پایه ی تعالیم زردشتی در ایران شورش می کند و آخرین اشک را از پا در می آورد و سلسله ساسانی را تشکیل می دهد. ساسانیان خود را جانشینان هخامنشیان معرفی می کردند. |
|
|
|
|
|
شاپور اول |
شاپور اول، در مقابل والریانوس امپراتور روم به پیروزی بزرگی می رسد. والریان اسیر می شود و شاپور برای تحقیر او، از او به عنوان چهارپایه ای برای سوار شدن بر اسبش استفاده می کند. |
|
|
|
|
|
هرمز اول، بهرام اول، بهرام دوم، بهرام سوم، نرسی، هرمز دوم |
|
|
|
|
|
|
شاپور دوم (ذوالاکتاف) |
در حمله ای سخت اعراب را شکست می دهد و به روایتی کتف آنان را سوراخ می کند. |
|
|
٢٢٦ تا ٦٤٢ میلادی |
|
ساسانیان |
اردشیر دوم، شاپور سوم، بهرام چهارم، یزدگرد، بهرام پنجم (بهرام گور)، یزدگرد دوم، هرمز سوم، پیروز، بلاش |
انقراض روم غربی بر اثر حمله قبایل وحشی |
تیسفون |
|
|
|
|
قباد اول (دوره اول) |
در زمان قباد آیین مزدک گسترش زیادی پیدا می کند. تا جایی که خود قباد نیز به آیین مزدکی در می آید و مزدکی را آیین کشور اعلام می کند. آیین مزدکی توسط مزدک پسر بامداد گسترش پیدا می کند. تعالیم مزدکی آیین ها و دستورات مشکلی داشته اند و شبیه به تعالیم کمونیستی بوده اند. |
|
|
زاماسب |
برای مدتی سلطنت از دست قباد به زامسب منتقل می شود. گفته می شود که زاماسب مرد عادلی بوده است. |
| |||
|
قباد اول (دوره دوم) |
در این دوران وقتی قباد دوباره به سلطنت رسید به خاطر ترس از قدرت موبدان علاقه چندانی به آیین مزدکی نشان نداد |
| |||
|
خسرواول (انوشیروان) |
پس از قباد، انوشیروان، معروف به انوشیروان دادگر که وزیر دانایش بوزرجمهر (بوذرجمهر) یا بزرگمهر نام داشت به سلطنت رسید. در زمان انوشیروان کتاب کلیله و دمنه از هند به ایران آورده و ترجمه شد. انوشیروان همچنین مزدکیان را قلع و قمع کرد و آنان را اعدام و یا زندانی کرد. پیامبر اسلام(ص) در این دوران متولد می شود. |
| |||
|
هرمز چهارم |
|
| |||
|
خسروپرویز |
باربد موسیقیدان ایرانی در این دوره زندگی می کرد. هجرت پیامبر از مکه به مدینه در دوران خسروپرویز بود. خسروپرویز نامه پیامبر به او برای دعوت به اسلام را پاره کرد. در دوران خسرو بهرام ششم یا بهرام چوبین که یک ژنرال ارتش بود حکومت را از شاه گرفت و خسروپرویز به روم شرقی گریخت و امپراتور روم، به او کمک کرد و حکومت را از بهرام باز پس گرفت و به او داد. پس از این که شاه جدید روم شاه قبلی را کشت وبه حکومت رسید،خسروپرویز به خونخواهی از امپراتوری که به او کمک کرده بود، قسمتهایی از روم را اشغال کرد اما دوباره آنها را از دست داد. |
|




